يك روز يه تركه از بالاي هواپيما ميافته مي گويد يا جد بزرگوار يك دفعه سوار خر مشود

یه روز یه میخه میفته تو اب زنگ می زنه فرار میکنه

به یه ترکه میگن یه جمله بساز توش اب باشه میگه لوله 
از يه قزوينيه ميپرسن بزرگترين سد دنيا چيه ميگه شلوار
يه روز يك تركي خروسش را گم ميكنه !!بعد از ظهر ان روز به امامزاده ميرود و يك گوسفند قرباني ميكند كه خروسش پيدا شود
يه تركه براي اولين بار ميره استاديوم اولين نفري كه ميبينه باهاش دست ميده بعد ميفته تو رودربايستي با همه دست ميده ، بعد نگاه ميكنه به اطراف ميبينه هيچ كس نيست همه رفتن و بازي هم تموم شده.
يه روز به يه رشتيه ميگن از زنت ميترسي ، با تعجب نگاه ميكنه بعد با صداي بلند ميگه كي من مثل سگ....

به رشتيه ميگن شنيدي خانه عفاف درست شده ميگه چه خوب ديگه زنامون سر پناه دارن

یه ترکه می ره تظاهرات میبینه شلوغه برمی گرده
يه روز يه جوجه تيغي با يه مار ازدواج ميكنه بچشون سيم خاردار ميشه
به ترکه میگن زبان اشکانیان چه بود میگه گریه 
یه شب یه نفر یه دو هزار تومنی توی دستش بود میخواست بره مشروب بخره
تو راه یه مامور میبینه یهو پول و انداخت تو جو 
یهروز به یک تریاکی میگن یه شعری باسه مابخون :
میگه:آشم و لاشم آخه تریاکییییم
دلشته که آشم و لاشم ولی یه بافول دالم که غیمتش گلونه


يه ماره داشت گريه ميكرد گفتند چته؟
گقت بعد يه عمر عشق و عاشقي فهميدم
طرف شلنگه
تركه مي ره تو چاه مي گن چرا رفتي اون جا ؟
مي گه مي خواهم عميق فكر كنم
یه نفر انقدر قدش کو تاه بود دهنش بوی جوراب می داد
بهروز خالی بند رو با خشایار به جهنم میبرند بهشون میگن یک آوانس بهیون میدیم . می خواین برین جهنم ایرانیها یا خارجیها ؟ بهروز میره جهنم خارجیهاوخشایار میره جهنم ایرانیهابعد بهشون میگن تو جهنم خارجیها هفته ای یک بار آتش داریم آما تو جهنم ایرانیها هر روز .چند روزی میگذره بهروز میره جا خشایار میبینه که او نشستهخ با رفقاش داره جوک میگه میپرسه اینجا چه خبره میگن بابا اینجا جهنم ایرانیعاست یک روز آتش هست یک روز نیست یا یک روز هم یارو نیست
یک روز بهروز خالی بند تو اتوبوس یه زنه رو می بینه که حامله است بهش میگه خانم ین چیه زنه میگه بچمه بهروز می گه دوسش داری زنه میگه آره بعد بهروز میگه پس چرا قورتش دادی 
از يك تركه ميپرسن كدوم بچه ات را از همه بيشتر دوست داري ميگه اون وسطي را ميپرسن براي چي ميگويد چون سيد است
بچه هه از باباش مي پرسه؟ بابا خرها هم زن
مي گيرن؟ باباهه مي گه: آره پسرم، فقط خرها زن مي گيرن
یه روزی يک عربه ميره جنگل حيونای چنگل دورشو مِگرن هو مِکشن و ميخندن
عربه شاکی ميشه ميره پيش سلطان جنگل شير حيونا را جمع ميکنه ميپرسه چرا بهش خنديد
يکی ميگه اخه همه ما دممون به پشتمون چسبيده اين به جلوش
به ترك مي گن كجا ميري ميگه دارم بر ميگردم
به ترك ميگن چند سالته مي گه نشماردم
ترکه دفتر خاطراتش تموم می شه ! دفتر رو می اندازه دور
در یک پادگان افسری نام سربازها را می پرسید ;اولی گفت:اسمم فری قربان افسر
ان فرد دعواکرد وگفت:فری نیست فریدون درست,دومی که اسمش قلی بود از ترسش گفت:
قلی دون....!

مردي از كلوپي ميپرسه يه فيلمي دارين توش اخوند نباشه كلوپي ميگه اره نوار خام
یه روز معتاده داره نعشه میشه بچه ها هم تو کوچه فوتبال بازی می کنند توپ بچه ها می افته تو حیاط معتاده یکی از بچه ها در می زنه میگه توپم معتاده هم میگه منم توپم
تركه مي خواسته گردوبشكنه ميذاره زير پاش با سنگ ميزنه تو سرش...
یه روز دوتا در باهم ازدواج میکنند بچشون میشه دربه در
تركه ميره از مغازه اي مي پرسه آقا اين تلوزيون چنده ؟ فروشنده ميگه ما به ترك ها چيزي نمي فروشيم !
تركه ناراحت ميشه و يك روزه ديگه كه لباس و لهجه خود را كاملا فارسي كرده بود مي پرسه آقا لطفا اين تلوزيون چنده ؟ فروشنده مي گه ما به تركها جنس نمي فروشيم ! تركه خيلي نا راحت مي شه و چند روز ديگه كه لباس رنگا رنگ پوشيده و دم اسبي كرده و بت لهجه تهروني مي گه تلوزيون چنده ؟ فروشنده باز مي گه ما به ...... تركه ناراحت ميشه مگه آخه از كجا فهميدي من تركم فروشنده مي گه آخه فقط تركها به آكواريوم مگن تلوزيون !
مامانه داشته واسه بچش لالايي ميخونده. بعد از يه ربع، بچهه ميگه: خوب مامان خفه شو ميخوام بخوابم 
يه سري به لره ميخواسته ثابت كنه از تركا خر تره ميره واميسته تو بيابون شروع ميكنه ماهي گرفتن يهو ميبينه يه تركه از پشتش داره باقايق رد ميشه 
به تركه ميگن اسمت چيه ميگه چراغعلي ولي تو خونه صدام ميكنن لوستر


يه کرمه مي فته تو بشقاب ماکاروني، مي گه:
آخ جون چه بمال بمالي يه!!!
یه ترکه پشت مغازه اش مینویسد امام با دوغ و بسیجی ها به او گیر میدن و او می گوید بهتر از شما است که پشت پاسگاه نوشتید خدا با ماست

_به ترکه می گن اینهمه جک درباره شمامیگن ناراحت نمیشید ترکه می گه:اینا برای شما جکه برای ما خاطره است
به تركه مي گن يه شعر بخون كه توش خيار باشه مي گه : خيار؛ صد دانه ياقوت دسته به دسته...
هم ولايتي هاي غضنفر براي سال جديد، مي آن و اسم شهرشونو عوض مي کنن و مي ذارن
منچستر، بعد دم در ورودي شهر مي نويسن: به شهر منچستر خوش آمديد، شهر داري تبريز
یه روز به یه ترکه میگن فرق انجیر و زنجیر چیه ؟ میگه : فرجش اینه چه اجه آدم زرنج باشه زن جیرش میاد اما اجه آدم زرنج نباشه ان جیرش میاد
یه روز یه آبادانی میره انتقال خون بهش میگن آقا چند سی سی خون بگیریم
میگه آقا ما سی سی میسی سرم نمیشه لوله بزار بکش
یک روز مادر یک ترکه میمیره به هش می گن: تسلیت عرض می کنیم حالا مادرتون چطوری به رحمت خدا پیوست؟ ترکه می گه: بابا رفته بود بالا پشتبوم رخت پهن کنه می افته پایین می میره!
به هش می گن خدابیامرز در جا مردن؟
می گه: نه بابا بعداز اینکه از رو پشتبوم افتاد افتاد روی کولر کولرو شکست اومد پایین! گفتن: بعد از کولر افتاد مرد؟ گفت : نه بعد از اینکه کولر رو شکست افتاد روی تراس تراس رو شیکست اومد پایین یارو عصبانی شد گفت انشاء الله همنجا مردند؟ ترکه گفت نه دیدیم داره همه جای خونه رو خراب می کنه با تیر زدیمش! 
تركه زنگ ميزنه خونه دوست دخترش ، باباي طرف گوشي رو برميداره ، هول ميشه ميگه : ساعت شانزده و پنجاه و چهار دقيقه!
یه روز بامشاد میره قزوین . یهو یه نفر انو انگشت میکونه!بامشاد برمیگرده میگه(بامشادی):-چی داداش؟بعد دوباره هنگشتش میکونن.این بار میگه:-ایول ایول
يه روز غول چراغ جادو به تركه ميگه 3 تا آرزو كن . تركه ميگه 1- پژو بخرم2 -بازم پژو بخرم 3-بازم پژو بخرم . بعد غول چراغ جادو ميگه كه با با چرا 3 تا پژو ؟ 3 تا پژو مي خواي چي كار كني؟ تركه ميگه (با لهجه تركي) : آخه تو كه نميداني . مي خوام 3 تا پژو رو بفروشم ماكسيما بخرم